عسلعسل، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 4 روز سن داره

◕ ‿ ◕ ♥ فندق کوچــولوی خونمـــــون ♥ ◕ ‿ ◕

امان از نیش پشه ها

سلام  و صد تا سلام به همه ی دوستای گل خودم بازم پشه بازم حساسیت بازم تابستون خیلی خیلی ناراحتم چون دختر گلم بخاطرنیش پشه و حساسیت داره اذیت میشه.  بخدا شاید باورتون نشه ولی خیلی دلم میشکنه جیگرم آتیش میگیره وقتی میبینم جگر گوشم پاره ی تنم ار درد پاهاش گریه میکنه. بخدا جمعه شب تا خود صبح طفلکی داشت درد میکشید و منم جز ماساژ دادن جای نیش با پماد های مختلف هیچ کاری نمیتونستم بکنم. بخدا وقتی که عسل  کوچکترین ناراحتی داره بزرگترین آرزوی من اینه که خدا همه ی درداشو ازش بگیره و به من بده. دوست دارم بمیرم ولی حتی یک لحظه هم ناراحتیشو نبینم. الانم خوب نشده هنوز و گاهی دردش میگیره دخترم. یه ذره کوچولو هم سرما خورده ولی ی...
17 خرداد 1392

گردش آخز هفته

روز جمعه یه روز خیلی خوب و عالی و پر از انرژی و عشق بود. خیلی بهمون خوش گذشت به دستور عسل خانم قرار شد برای ناهار ماکارونی یا به قول خودش ماکارونی دراز بپزیم و با اسمیت و کالسکه بریم بیرون. منم زودی به کمک بابا همه چی رو آماده کردمو ساعت 2 رفتیم بیرون. شما که تا دلت بخواد بازی کردیو هر کاری کردم یه لحظه هم نخوابیدی. خلاصه ساعت 7 رهسپار خونه شدیم ساعت8 دوباره زدیم بیرون برا خرید که عسل بازم چشمش به سرسره افتاد و تا ساعت 10 بازی کرد و رفتیم خونه       ...
11 خرداد 1392

عسل سر آشپز

سلام وای که روز پنج شنبه چقدر خوش گذشت عسل خانم درخواست کیک کردن منم خواستشون رو قبول کردمو با هم دیگه شروع کردیم بهترین کیک عمرمو داشتم درست میکردم عسل انقدر هیجان داشت و تا دلش خواست منو سوال پیچ کرد.  اینم عکسای کیک درست کردنمون                                                                                                ...
11 خرداد 1392

بازم پارک

سلام گلای خودم بازم رفتیم پارک همیشگی یا بهتره بگم پاتوق همیشگی. یا تنهایی جایی برای سرگرمی و فرار از تنهایی و غربت. خوب چیکار کنیم تنها دلخوشیمون همون یه پارکه حالا چند تا عکس از ناز گلم براتون میذارم                                                                                                        ...
11 خرداد 1392

اومدیم خونمون

سلام سلام به همه ی دوست جونیای خودم. خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟  ما هم خیلی حالمون خوبه. ببخشید که چند وقته آپ نکردم .شرمنده. جمعه 92/3/3 برگشتیم خونمون. وای که چه روز خسته کننده ای بود. خیلی معطلی داشتیم واسه همین خیلی خسته شدیم. این عکسارو هم تو ترمینال تبریز گرفتم:                 اینم از ژستای جدید عسل خانم.                 اینجا هم تو ماشین نشسته و در حال تفکر هستش. یه چی خودمم نمی دونم           فدات بشم دختر گلم ببخشید که اون روز خیلی اذیت شدی نفسم. ببخشید نمی دونم بازم چرا سیستم هنگ کرده و نتمونس...
11 خرداد 1392

عکسای فندقمون

سلام                           اینجا رفته بودیم پارک                   الهی مامان فدات بشه اینجا هم حاضر شده بودیم بریم بیرون                         تو خودت گلی نفسم                           عسل...
29 ارديبهشت 1392

تخت واسه سنگ ها

سلام عزیزای خودم خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اول از همه از دوستای گلم که همیشه نسبت به مالطف دارن تشکر میکنم بعد بریم سراغ شیطونی های این دخمل خانم ناز خودم. خب این عکسو ببینید:              این سنگ هایی که ملاحضه میکنید داخل کفش بابا بودن. چند روز پیش که داشتیم میرفتیم بیرون وقتی بابا خواست کفشاشو بپوشه یهو گفت آیییییییی بعد این سنگارو از تو کفشش در آورد. عسل خانم موقع بازی سنگارو داخل کفش بابا گذاشته بود تا سنگا بخوابن. گفت مامان واسه سنگام تخت درست کردم دیگه مامان فدات بشم گل من بوووووووووووووووووووووووووس         &nb...
29 ارديبهشت 1392

یه روز بارونی با عسل

سلام به همه چند روزیه که هوا همش بارونیه چند روز پیش حاضر شدیم که بریم بیرون ولی بارون شدت گرفت و ما مجبور شدیم که چند لحظه ای منتظر باشیم. اینم عسل خانم منتظر                   ولی نتونست منتظر بمونه و رفت جلوی در                                 اینجا میخواست دستاش بارونی بیشه یا به قول خودش بارومی.           &n...
25 ارديبهشت 1392

عسل عاشقتم

سلام سلام به همه ی دوستای گل خودم خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ببخشید این چند روز درگیر کارای خونه بودم و اصللا وقت نمی کردم بیام و از شیرین کاری های عسلم بنویسم. خلاصه الان اومدم با کلی حرف و مطلب. چند روز پیش باباش براش یه تخم مرغ شانسی خریده بود از تو تخم مرغ این عروسک دراومد که عسل اسمشو گذاشته عروس زیبا اینم عکس عروس ریبا                     اینم چند تا عکس از  عسل و عروس زیباش                          &...
25 ارديبهشت 1392